تبليغاتX
من از دل تنگی دارم میمیرم

jamshidkooravand

غروب

jamshidkooravand

http://jamshidkooravand.blogfa.com

من از دل تنگی دارم میمیرم

من از دل تنگی دارم میمیرم

من از دل تنگی دارم میمیرم

سلام به وبلاگم
خوش اومدیدمن
غروب هستم
امیدوارم لحظات
خوبی در این وب
داشته باشید
_________________

زبانم را نمي داني نگاهم
رانمي بيني زاشكم بي
خبرماندي وآهم رانمي بيني
سخن ها خفته در چشمم
نگاهم صدزبان دارد چرااي
بي وفا طرز نگاهم رانمي بيني
چرا يكدم كنارمن نمي ماني
چرايكدم بيادمن نمي آيي
بياد آور بيادآوركه آن روزطلايي
را بيادآوربياد آور
____________________
هميشه انقدر ساده نرو
و مگذر لااقل نگاهي به
پشت سرت کن...!
شايد کسي در پي تو
مي دود و نامت را با
صداي بي صدايي فرياد
ميزند...! و تو... هيچ وقت
او را نديده اي
____________________
من ازدل تنگی دارم میمیرم

من از دل تنگی دارم میمیرم

من از دل تنگی دارم میمیرم
عشق من

|+| نوشته شده توسط غروب در دوشنبه سوم تیر 1387 و ساعت 18:29 |

به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم

اسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینم

من هنوزم نگرانم که تو حرفهامو ندونی

این دیگه یک التماس من میخوام با تو بمونم

|+| نوشته شده توسط غروب در دوشنبه سوم تیر 1387 و ساعت 17:56 |
بگوديگرچه مي خواهي

مراازاين كه ميبيني پريشان تر چه مي خواهي

ازاين آتش به جزيك مشت خاكستر چه مي خواهي

من ازاوج نگاه توبه زيرپايت افتادم

بيااين اوج واين پروازواين باورچه مي خواهي

مراازاين كه ميبيني پريشان ترچه مي خواهي

مرابيخودبه باران مي بري بامستي چشمت

بيا اين چشمها اين گونه هاي ترچه مي خواهي

براي ادعاي عشق اگراين سينه كافي نيست

بيااين تيغ واين شمشيرواين هم سرچه مي خواهي

من آن فرهادمسكينم كه كوه بهرتوكندم

بگوشيرين ترين رويابگوديگرچه مي خواهي

تمام اين غزل باخون رگهايم نثارت باد

بگوديگرعزيزمن بگوديگرچه مي خواهي

|+| نوشته شده توسط غروب در جمعه دهم خرداد 1387 و ساعت 10:3 |
گلم خوبم
گلم خوبم تمام هرچی دارم

بذار سر روی شونه هات بذارم

 تمام خواسته ی من از تو اینه

خودت میدونی خستم نا ندارم

چشام لبریز بارون راه ابره

ببین خونه بدونت عین قبره

نمی دونم چه جور بگم می خوامت

سکوتم نه شکایته نه صبره

یه لحظه با تو ، به دنیا نمیدم

با تو تا آخر رویا رسیدم

همه دنیا پی خودم می گشتم

خودی تر از تو عاشق تر ندیدم

تو آغوش منی انگار می میرم

چه قدر آرزومه اینجا بمیرم

بده دستاتو مرهم باش برای

دل ساکت سرد سر به زیرم

مثل مرجان دریایی عزیزی

مثل یه عشق رویایی زلالی

به معصومیت یه شاخه رز

مثل یه مرغ عشقی بی گناهی

 

|+| نوشته شده توسط غروب در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:7 |
غروب

|+| نوشته شده توسط غروب در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 13:5 |
باور
دارم از چشات می خونم باورش سخته هنوزم
تو نباشی توی شعرام من دیگه از کی بخونم
حالا که می خوام بمونی شعر رفتن و می خونی
قلب من عاشق ترینه اینو از چشام می خونی
دست تو ، تو دست من بود نمی دونم کی تورو ازم گرفت
نمی دونم که کدوم نگاه شوم قصه جدایی رو برام نوشت
|+| نوشته شده توسط غروب در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت 20:30 |
لحظه‌هارو با تو بودن


در نگاه تو شكفتن


حس عشق رو در تو ديدن


مثل روياي تو خوابه


با تو رفتن با تو موندن


مثل قصه تورو خوندن


تا هميشه تورو خواستن


مثل تشنگي آبه


اگه چشمات من رو مي‌خواست


تو نگاه تو ميمردم


اگه دستات مال من بود


جون به دستات مي‌سپردم


اگه اسمم رو مي‌خوندي


ديگه از ياد نمي‌بردم


اگه با من تو مي‌موندي


همه دنيارو مي‌بردم


بي تو اما سرسپردن


بي تو و عشق تو بودن


تو غبار جاده موندن


بي تو خوب من محاله


بي تو حتي زنده بوندن


بي هدف نفس كشيدن


تا ابد تورو نديدن


واسه من رنج و عذابه


اگه چشمات من رو مي‌خواست


تو نگاه تو ميمردم


اگه دستات مال من بود


جون به دستات مي‌سپردم


اگه اسمم رو مي‌خوندي


ديگه از ياد نمي‌بردم


اگه با من تو مي‌موندي


همه دنيارو مي‌بردم


توي آسمون عشقم


غير تو پرنده‌اي نيست


روي خاموشي لبهام


جز تو اسم ديگه‌اي نيست


توي قلب من عزيزم


هيچ كسي جايي نداره


دل عاشقم بجز تو


هيچ كسي رو دوست نداره


اگه چشمات من رو مي‌خواست
تو نگاه تو ميمردم


اگه دستات مال من بود


جون به دستات مي‌سپردم


اگه اسمم رو مي‌خوندي


ديگه از ياد نمي‌بردم


اگه با من تو مي‌موندي


همه دنيارو مي‌بردم


لحظه‌هارو با تو بودن


لحظه‌هارو با تو بودن

|+| نوشته شده توسط غروب در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت 20:23 |

غروب همیشه واسه من نشونی از تو

بوده برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده

|+| نوشته شده توسط غروب در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت 17:36 |

چراازمن گذشتي خيلي ساده

توكه دونستي مردپياده جووني شوپي

عشق توداده شنيدم گفتي از عاشقي

 سيرم نگفتي باخودت من يه وقت

 ميميرم حالا حق دلوازكي بگيرم

 چراازمن گذشتي بي تفاوت نه انگار

عشقي بودنه روزگاري نه پاييزو

زمستون نه بهاري چجور دلت اومدتنهام

بذاري توكه رفتي چراپيغوم ميدادي

يه روزي عاشقانه برميگردي

 

|+| نوشته شده توسط غروب در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 19:56 |
اگه مردم تو بدون ، چه كسي باعثشه

با تو چه زندگيايي ، كه تو رؤيا هام نداشتم

تك و تنها بودم اما ، تورو تنها نميذاشتم

 چه سفر ها با تو كردم ، چه سفر ها تو رو بردم

 دم مرگ رسيدم اما ، به هواي تو نمردم

دارم از تو مي نويسم ، كه نگي دوست ندارم

از توكه با يه نگاهت ، زيرورو شد روزگارم

 موقه ي نوشتنام ، وقت اسم گذاشتنام

 كسي رو جز تو نداشتم ، اسم رو جز تو نميذاشتم

      من تموم قصه هام ، قصه ي توست

 اگه غمگينه ، اون از غصه  ي توست

حتي من به ارزوهات ، تو رو آخر مي رسوندم

مي رسيدي تو من اما ، آرزو به دل مي موندم

 هي ميخواستم كه بگم ، كه بدوني حالمو

 اما ترس و دلهره ، خط مي زد خيالمو

توي گفتن و نگفتن ، از چه روزايي گذشتم

 اونقده رفتم و رفتم ، كه هنوزم بر نگشتم

 من تموم قصه هام ، قصه ي توست

 اگه غمگينه ، اون از غصه ي توست

هر چي شعرعاشقونش ، من براي تو نوشتم

 تو جهنم سوختم اما ، مي نوشتم تو بهشتم

اگه عاشقونه گفتن ، عشق تو باعثشه

اگه مردم تو بدون ، چه كسي باعثشه

|+| نوشته شده توسط غروب در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 9:56 |

قسمت نشد ببينمت خدانگهداري كنم فرصت

نشدبمونموازتونگهداري كنم

گفتم اگه ببينمت دل كندنم سخته برام اگه يه

وقت بين راه رفتن پرازدردوبلاست

گفتم صداتونشنوم نديدم ازپيشت برم پشت

سرم زاري نكن چيكار كنم مسافرم

من ميرم ولي باز توبدون هميشه يادتواز

خاطره من فراموش نميشه گل من

خوب ميدوني بي توتك وتنهام عزيزم اگه

تونباشي مي ميرم....نامه روتا

تهش بخون گريه نكن طاقت بيارنامه رو

خط خطي نكن دوجمله هم دووم بيار

باور نكن يه بي وفام نامه ميزارم ومي رم

قسمت زندگيم اينه به كي بگم مسافرم

سهم من ازتودوريه تولحظه هاي بي كسي

قشنگي قسمت ماست كه مابه هم نمي رسيم

من ميرم ولي باز تو بدون يادتوازخاطره من

فراموش نميشه گل من خوب ميدوني

بي توتك وتنام عزيزم اگه نباشي ميميرم من

ميرم ولي باز توبدون هميشه ياد تواز

ازخاطره من فراموش نميشه گل من خوب

ميدوني بي توتك وتنهام عزيزم اگه تو

نباشي مميرم هميشه زنده ميمونم بايادتو ترانه هام

منو ببخش اگه بدم اشكام چكيد

تونامه هام ديگه تموم شد فرصتم خاطره هام

پيشت باشه تموم خاطره هاي خوشم

خدانگهدار

|+| نوشته شده توسط غروب در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 23:34 |
روز به تو رسیدن روز طلوع من بود

روز به تو رسیدن روز طلوع من بود  

  تکرار یک دوباره با  تو یکی شدن بود

روز  تولد  عشق  میلاد  قلب  من بود 

  روز تو روشناختن فصل یکی شدن بود

پرنده  بود  و پرواز یه آسمون دل باز  

  من  بودم  و یه آواز  برای  با تو پرواز

نیاز  با  تو رفتن آغاز  یک  سفر  شد   

  پایان  هجرت  دل  با  قلب در به در شد

تو  بودی   و    پنجره های   دل   باز 

  من    بودم   و  هوای   با   تو   پرواز

تو   بودی    و   راه   بدون  بر گشت  

  نگاهی   که   به   دنبال   تو  می گشت

یه  آسمون  ستاره  در  خلوت  شبانه   

   یه   دنیا   استعاره   بغل   بغل    ترانه

یه  حس  با  تو بودن توشه راه کردن   

   تو  رو نگاه کردن  هدیه  به ماه کردن

  تو كه نيستي خيال كن كه ديگه هيشكي باهام نيست

ديگه هيچي تو اين زندگي اونجور كه ميخوام نيست

من از غم مي نويسم مي نويسم كه بخوني

 من از دل مي نويسم كه غم عشقو بدوني 

|+| نوشته شده توسط غروب در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 23:30 |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ